قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

4779

تاريخ الفي ( فارسى )

ذكر سوانح سنهء هفتصد و نود هجرى [ موافق سال هفتصد و هشتادم از رحلت خير البشر ] توقتمش خان - چنان كه مذكور شد - لشكر به ماوراء النهر فرستاد . و صورت واقعه آنكه قمر الدين آن‌قدر كه توانست در مغولستان تردد كرد . چون كارى از پيش نبرد ، نزد توقتمش خان رفت و او را بر مخالفت [ با امير تيمور ] باعث شده جمعى كثير از امرا و شاهزادگان الوس جوجى خان به مدد او روان شده به سرحد تركستان رسيدند . اميرزاده عمر شيخ نيز لشكرهاى خود جمع نموده متوجه مخالف شد و غنيم از سقناق گذشته صبران را محاصره نمود . تيمور خواجه آق‌بوقا محافظت قلعه به نوعى نمود كه دشمنان را معلوم شد كه تسخير آن محال است . [ 482 الف ] ناچار حوالى آن ولايت را تاخته از آنجا درگذشتند و امير عباس و امير سليمانشاه با لشكر سمرقند به اميرزاده عمر شيخ ملحق شدند و از آب سيحون گذشته در پنج فرسنگى اترار « 1 » لشكرها به هم رسيدند و جنگ درپيوست و اميرزاده عمر شيخ از كمال شجاعت خود را بر قلب دشمن زد و از لشكر دشمن بيرون رفت و از لشكر خود دور افتاد . لشكريان چون شاهزاده را نديدند با آنكه قول به حال خود بود ، متوهم شده متفرق شدند و شاهزاده چون به قول معاودت فرمود از امراى سمرقند و لشكر آنجا ديارى به نظرش درنيامد و در قول سه چهار قشون بود . از غايت غيرت دست بر زانو زده تأسف بسيار اظهار نموده گفت كه « من را طاقت آنكه نظر بر جمال صاحبقرانى اندازم نيست . در اين معركه مردن بهتر است . » و عنان به طرف غنيم گردانيد . يكى از امرا در عنانش آويخت و او

--> ( 1 ) . ق : امد ؛ م ، ش : اتد .